به علت ایام امتحانات و در خواست دوستان کارگاه به مدت ۲هفته برگزار نمی گردد.
موفق و پیروز باشید
به نام خدا و باعرض سلام و ادب :
سالگرد رحلت حضرت امام خميني ( قدس سره ) بر همه ي هنر دوستان تسليت باد . عزيزان در جلسه ي هفتم مورخ 8/3/87 يك داستان خوانده شد و بقيه ي وقت كلاس به استاد اختصاص پيدا كرد و ايشان در مورد ادبيات معاصر و تاريخچه ي داستان كوتاه در ايران مطالب ارزنده اي را مطرح نموده و داستان نويسان بزرگ امريكا و اروپا و ... نقش آنها را در شكل گيري داستان كوتاه و نظريه هاي مختلف بيان كردند . اما آنچه كه اهميت ويژه اي دارد ، اينكه : داستان كوتاه بايد يك حادثه ي اصلي داشته باشد كه در كنار آن يك شخصيت اصلي وجود دارد و وقتي داستان تمام مي شود يك چيزي دستگير خواننده شده باشد ، و ديگر اينكه نثر داستاني بايد مانند گفتمان مردم كوچه و بازار بودهو حالت شاعرانه نداشته باشد ، نثر داستان بايد سرراست باشد و داستان واقع نمايي بديعي داشته باشد . مثلا لحظه اي را كه يك نفر به بينش مي رسد مي توان يك داستان كرد .
تكليف بعدي :
يك شخصي خوابيده و خواب پريشان مي بيند ،يا يك خواب پريشان كه در زندگي ديده ايد را بنويسيد .
از اين تعطيلات طولاني استفاده كرده و داستان بنويسيد .موفق باشيد
با سلام خدمت همه ي دوستان و علاقه مندان هنر داستان نويسي
در اين جلسه سه نفر از هنر جويان ، نوشته هاي خود را براي جمع خواندند . و مطالب آن ها مورد بحث و بررسي قرار گرفت . جاي شما خالي بحث مفصلي در مورد اين كه آيا داستان بايد هدفي را دنبال كند يا نه ، و اينكه در انتهاي داستان خواننده بايد به نتيجه اي برسد يا نه ؟ در گرفت ، انشاالله در جلسات بعدي موضوع بيشتر شكافته خواهد شد . موضوع داستان اين هفته : برشي از زندگي دختري است كه او را خيلي زود و به زور به مردي كه چندين سال از او بزرگ تر است شوهر داده اند كه منجر به قتل مرد توسط دختر ميگردد .
شما هم بنويسيد . منتظر نوشته هايتان و خواندن آن ها در كلاس هستيم
به نام خدا
با سلام . چهارمين جلسه ي سال 1387 طبق معمول هر هفته در روز چهارشنبه 18/2- برگزار شد . در اين جلسه حدود 20 نفر از هنر دوستان داستان نويسي حضور داشتند كه از اين تعداد پنج نفر موفق شدند مطالب خود را در مورد " زني كه در اتوبوس نشسته و سرش را به شيشه چسبانده " بخوانند .
اين دست نوشته ها توسط ديگر دوستان نقد شد و استاد عبداللهيان با كنترل مباحث مطالبي را ايراد فرمودند :
- شما بيشتر احساسات و روحيات خودتان را مي نويسيد ، در اين حالت منتقدين مي گويند : اين نويسنده توانايي خلق شخصيت هاي مختلف را ندارد ،بهتر است يك گام بالاتر رفته و كسي غير از خودتان را بسازيد . وقتي شخصيت هاي مختلف را مي سازيد ، اين ها ابزار كار شما مي شوند و مي توانيد در جاهاي مختلف از آن ها استفاده كنيد .
- اغلب نوشته ها رشد مورد انتظار را نداشته ،پس اگر مي خواهيد داستان نويش شويد ، چشمي بينا و گوشي شنوا داشته باشيد و بيشتر مطالعه كنيد و فيلم هاي اروپايي هم ببينيد ، آثار بزرگاني چون : فيليني ،چايكوفسكي ،برگمان و ...
- با ضبط مكالمات عادي مردم و با دقت گوش كردن به آن ها ، مي توانيد علاوه بر انتخاب سوژه ،ديالوگ ها را متناسب با شخصيت ها بياوريد .
- در آوردن جريان سيال ذهن فعال تر باشيد . بدانيد كه تداعي ها از سه طريق اتفاق مي افتد : شباهت – مجاورت و تضاد
و باز هم بر توجه مجدد به مطالب زير تاكيد نمودند :
- برخي از گفتار ها كار كرد ندارند و اگر حذفشان كنيد هيچ اتفاقي نمي افتد . بدانيد كه خواننده ي امروز حوصله ي زياده كويي را ندارد .
- اگر ميخواهيد نثر جذاب داشته باشيد ، بايد از نسبت به نثر روزنامه اي برجسته تر كشدار و متناسب با حالات افراد باشد .
- حرف هنري بايد در متن پنهان باشد .
- جمله هاي اول داستان خيلي مهم هستند .
مطالب زير را بخوانيد :
_ نثر كليله و دمنه
سفر نامه ي ناصر خسرو
تاريخ بيهقي خصوصا ( حسنك وزير )
تكليف بعدي : داستان " دختري كه خيلي زود و به زور شوهرش داده اند و چون ناراضي است او را به قتل مي رساند ." دقت كنيد فقط برشي از اين زندگي را با خلاقيت خودتان به تصوير بكشيد .
موفق باشید بطحائی
جلسات کارگاه همچنان پربارتر و با داستانهایی قوی تر از قبل ادامه دارد و چون نقدها بر روی داستانهای دوستان و موردی صورت می گیرد برای انتقال به وب با مشکلاتی روبرو هستیم .
در ادامه سعی خواهیم کرد که داستانهای دوستان با نقد های وارده را بر روی وبلاگ قرار دهیم.
تاریخ ۱۲/۲/۸۷ برگزار نمی شود.
اولين جلسه كارگاه داستان در سال 87 روز چهارشنبه 21 فروردين ماه برگزار شد. بحث هاي زير مطرح شد.
1- يك داستان مثل حل يك مسئله رياضي است. نويسنده بايد ذهن خود را مديريت كند. اطلاعات زائد كه محور داستان را مختل مي كند بايد حذف شود. همان گونه كه يك منفي يا مثبت در حل مسئله رياضي مي تواند اشتباه ايجاد كند در داستان هم يك تصوير اضافه يا يك نماد يا شخصيت نامربوط مي تواند مضمون و مجور داستان را مختل كند.
2- همه آنچه را درباره چيزي مي دانيم لازم نيست بنويسيم فقط قسمتي از آنچه مي دانيم گزينش شده نوشته مي شود.
3- راوي داستان مناسب با فضاي داستان انتخاب مي شود و دليلي براي تغيير آن در داستان بايد وجود داشته باشد.
موضوع هفته آينده:
داستان زني را بنويسيد كه در اتوبوس نشسته، سرش را به شيشه تكيه داده و چشم هايش را بسته است

